متاسفانه بسیاری از اوقات شاهد، قضاوتهای غیرکارشناسانه نسبت به زبانهای بومی ایران زمین هستیم، به گونه ای که هنگامی که از زبانهای رایج در ایران (منهای فارسی) بحث می شود، تنها صحبت از ترکی، کردی و عربی است، و بسیاری از زبانهای دیگر چون لری، لکی، گیلکی،مازندرانی،بلوچی، ارمنی، آشوری و .... آگاهانه یا ناآگاهانه از قلم انداخته می شوند. و تأسف بارتر اینکه حاصل آن طرز فکرها القاء این نگرش در بین گویشوران این زبانها بوده است، که آنچه که آنان بدان تکلم می کنند یک «لهجه» است نه یک زبان؟!! (مانند طرز فکری که امروزه در بین بسیاری از ما لرها وجود دارد) بدون اینکه تعریف علمی «لهجه»، «گویش» و «زبان» را بدانیم.
در حالیکه اصلی ترین معیار برای مرزبندی بین زبانها مسئله «تفهیم و تفاهم» یا همان «ارتباط مشترک» است به گونه ای که گویشوران یک زبان واحد نباید در برقراری ارتباط با هم مشکلی داشته باشند، به عنوان مثال یک یزدی با یک کرمانی و یا یک اصفهانی با یک مشهدی می توانند بدون مشکل باهم ارتباط برقرار کنند، اما آیا یک یزدی به همان راحتی که با اصفهانیها ارتباط برقرار می کند می تواند با یک لر نیز ارتباط برقرار کند؟ یقیناً پاسخ منفی است.
متن زیر مقاله ای است به قلم آقای حميد مرعشي که در 17/2/86 در روزنامه اعتماد به چاپ رسیده است. در این مقاله به گونه ای علمی درباره ی اصطلاحات «لهجه»، «گویش» و «زبان» بحث شده است. همچنین در این مقاله تأکید شده است که وجود خط و نظام نوشتاری دلیل زبان بودن یک زبان نیست، صدها زبان در دنیا فقط دارای ادبیات شفاهی بوده اند و بدون خط و نظام نوشتاری به حیات خود ادامه داده اند.
همچنین مقاله حاوی نکات ارزنده ای درباره ی زبانهای لری و لکی است. از دوستان علاقمند دعوت می کنم که مقاله را بخوانند، برای خواندن مقاله ادامه مطلب را کیک نمایید.
ادامه مطلب
به نقل از نشریه لور:
متن زیر بخش دوم برگردان فارسی یک مقاله در باب ساکنین باستانی لرستان است که از سایت موزه مردم جهان اقتباس شده است. این مقاله به شرح و بررسی صنعت برنزکاری بومیان هنرمند لرستان پرداخته است.

مصنوعات فلزی لرستان
کاوش های غیرمجاز انجام شده توسط افراد بومی، تاریخ گذاری اشیاء مفرغین را به مسئله ای پیچیده و بغرنج بدل کرده است. هیچ یک از گورهای محل کشف برنزها به صورت علمی و شایسته مورد کاوش قرار نگرفته بودند. ابتداء این اشیاء تصادفاً توسط افراد بومی پیدا شدند وبه واسطه ی آنان در سال 1928 لرستان در دنیا مشهور شد. متاسفانه بسیاری از کاوش های غیرمجاز و غارت های قابل توجه در غرب لرستان اتفاق افتاد و بسیاری از اشیاء در بازارهای هنری به فروش رسید.
اکثر اشیاء مفرغی که با عنوان مفرغ لرستان در مغرب زمین شناخته شده اند حاصل کاوشهای غیرمجاز هستند. بنابراین محل اولیه ی اشیاء توسط حفاران تغییر شکل یافته است. و اسامی خیال پردازانه و نادرستی به منشأ اصلی این اشیاء نسبت داده شده است. از قبیل «نهاوند»، «لرستان»، «تالش» و «آذربایجان» این توصیفات اگرچه همیشه اشتباه نیستند اما نباید آنها را نیز به سادگی پذیرفت.
دو اشتباه بزرگ در تشخیص منشأ مصنوعات باید در نظر گرفته شود؛ اول اینکه با وجود وسعت قلمرو لرستان باستان، ولی تالش در مکان بسیار دوری نسبت به لرستان قرار گرفته است، لرستان در غرب و تالش و املاش در مناطق کوهستانی شمال ایران هستند.
اولین کاوش علمی ی که دهها سال بعد از اکتشافات اولیه صورت گرفت، اطلاعاتی درباره ی فرهنگی مسحور کننده ارائه می داد. ناحیه ی غربی لرستان که تا مدت کوتاهی بعد از جنگ جهانی دوم ناشناخته مانده بود، مکان دیگری بود که در سال 1950 بوسیله ی غارتگران میراث فرهنگی کاوش شد. هیئت باستان شناسی بلژیکی توانست کاوشی مناسب، صحیح و بر پایه ی تاریخ شناسی علمی ارائه دهد. این کاوشها معلوم کردند که برنزهای لرستان تنها متلق به یک دوره ی خاص نیستند بلکه متعلق به گروههای باسلیقه و هنرمندی هستند که طبق تاریخ گذاری «واندن برگس» متعلق به سالهای 2600 تا 700 قبل از میلاد هستند.
نقوش حیوانات نمونه ای از برنزهای لرستان هستند که روی شمشیرها و دشنه ها حکاکی شده اند. مصنوعات برنزی پیده شده از این ناحیه یک استادکاری فوق العاده را در بین ساکنان منطقه اثبات می کند. برخی از مصنوعات نیز قلم زنی می شده اند؛ زین و یراغ های ریخته گری شده، افسارهای زینتی، جنگ افزارها و قالبهای با کیفیت بالا.
تکه های دو لبه ی یراغ هایی که استادانه ساخته شده اند. برخی از اوقات با اشکال حیواناتی از قبیل اسب ها، بزها و حیوانات خیالی مانند گاوهای انسان چهره و بالدار، تزئین می شده اند. یک چهره ی جالب تزئینی به سرتبر و تیغه ی آن متصل شده است، نشانه ی یک شیر است که یقیناً در آنجا قدرت و نیروی قویترین جانور را بر روی سلاح القاء می کرده است.
کهن ترین برنزها بویژه خنجرها، تبرها و تیشه ها، ابزارهای همانند مصنوعات بین النهرین در هزاره ی سوم قبل از میلاد هستند.یکی از خصوصیات عصر آهن این است که تمام کالاهای سودمند در آن دوره از برنز ساخته می شده است. تا آنجایی که آهن تنها برای ساخت چند نوع زیورآلات خاص به کار می رفته است.
بسیاری از جنگ افزارهای برنزی موجود در موزه ها و مجموعه های خصوصی جهان بیشتر حاصل غارتگری هستند تا کاوش های باستان شناسی، لذا تاریخ گذاری دقیق این قطعات بسیار مشکل است. بر اساس کتیبه ها و اسامی فرمانروایان بابلی و عیلامی برخی از سلاح ها را می توان تا قرون آخر هزاره ی دوم پیش از میلاد تاریخ گذاری کرد.
اقتباس از سایت موزه مردم جهان «world museum of man»
ترجمه: مهدی ویس کرمی
عضو شورای نویسندگان نشریه ی لور
بهمن 86
این مطلب را پیشتر به عنوان گلایه ای از صداوسیمای مرکز استان بدلیل عدم اطلاع رسانی آن شبکه نوشتم، بدین مضمون کاری که برای فرهنگ دیارمان انجام نمی دهید لااقل اطلاع رسانی که حق مسلم ماست!! و همین مطلب مصادف شد با سخنان نسنجیده و غیرواقعی خسرو معتضد در شبکه دوم و گزارشی با عنوان غیرقانونی بودن گِل مالیدن در روز عاشورا:
در همین زمینه در نشریه لور بخوانید:
رضاخان و لرها در محکمه خسرو معتضد
شبکه ی لرستان گل مالی روز عاشورا را خلاف مقررات دانست!!
بدیهی است که در وهله ی اول ابتدایی ترین و ضروری ترین رسالت صداوسیما، اطلاع رسانی است و آنگاه رشد فرهنگ، دانش و ... می باشد. سیمای لرستان نه تنها در زمینه ی رشد فرهنگ، ادبیات و موسیقی بومی، عملکردی شایسته نداشته است بلکه از عهده ی وظیفه ی نخست خود نیز برنیامده است. البته کارهای قابل توجهی نیز صورت گرفته است[بویژه در رادیو]. سخن این است که صداوسیمای بومی با ابزار موجود می تواند بسیار بیشتر از این که هست مؤثر باشد.
در کدام برنامه ی این شبکه:
*راجع به فلان شاعر و نویسنده ی لرستانی سخن گفته شد؟
*در کدام برنامه به طور اصولی وکارشناسی راجع به زبان لری و لکی بحث شد؟؟
*در کدام برنامه تلویزیونی از بزرگان و گذشتگان موسیقی لری افرادی چون رشیدی، سقایی، شکارچی، شامیرزا و....یادی شد؟؟ [در حالیکه بارها شاهد برنامه های موسیقیایی تأمینی از دیگر شبکه ها بویژه شبکه تهران با محوریت هنرمندان چون حسام الدین سراج، علیرضا افتخاری و .... بوده ایم]
*در کدام برنامه از زحمت کشان و پیشکسوتان علم و فرهنگ این دیار که الحق والانصاف در زمینه ی کاری خود در سطح کشور حرفها برای گفتن دارند، تقدیر شد؟؟
*چند بار از صداوسیمای مرکز لرستان نام افرادی چون ایزدپناه، سیدفرید قاسمی، اسفندیارغضنفری، سکندر امان الهی و صدها چهره ی برجسته ی دیگر این مرز و بوم شنیده شد؟؟
قریب به دو ماه است که اهالی این فرهنگ (همینجا بخوانید) درباره ی پیشنهاد استاد فرید قاسمی مبنی بر تاسیس موزه ی مطبوعات لرستان در محل نگارخانه ی میرملاس شهر خرم آباد قلم می زنند؛ آیا در این شبکه گزارشی در این باره پخش شد؟!
البته از رسانه ای بومی، که سیاست گذاران و برنامه ریزان اصلی آن غیربومی هستند از این بیشتر نباید متوقع بود. اما بحث اطلاع رسانی مسئله ای جداست.
یکی از مصادیق این عملکرد ضعیف جریان قطع گاز شهرستان خرم آباد بود. در حالی که ما در رسانه ی ملی شاهد اخبار مربوط به قطع گازهای استانهای شمالی کشور بودیم ولی هرگز نام نشان و خبری از بحران قطع گاز در خرم آباد و عواقب گسترده ی ناشی از آن در رسانه ی ملی نبودیم. فراموش نکنیم به دنبال این اطلاع رسانی بود که رئیس جمهور و وزیرکشور در استانهای یاد شده حاضر شدند.
و مورد دیگر پوشش ضعیف مراسمات عزاداری خالصانه و مثال زدنی مردم این خطه بود. در حالی که در شبکه ی افلاک لرستان نیز مانند سایر شبکه ها، بارهای بار شاهد مداحی «نزار القطری» مداح قطری به زبان عربی(همرا با حرکات ویژه و البته چند کلمه فارسی) در شبکه ی لر بودیم!! حسرت دیدن عزاداری و نوحه های شهر خودمان در تلویزیون خودمان به دلمان ماند. و بازهم به طور گسترده هر شب شاهد عزاداری هموطنان ترک زبان در شبکه های سراسری بودیم. در حالی که به جرئت می گویم مراسم عزاداری مردم خرم آباد در کشور بودیم بی نظیر است. و چه بسیار از دوستان و آشنایانی که در شهرهای دیگر از این عدم انعکاس گلایه می کردند.
آن وقت آقایان برای سنت عزداری ریشه دار قانون مدار شده اند و دقیقاً همان وجه تمایز مراسم عزاداری خرم آباد و لرستان (سنت گِل مالیدن) را خلاف قانون می خوانند.
استفتاء از مراجع عظام تقلید درباره به گل افتادن مردم خرم آباد در روز عاشورا از وبلاگ آقای یاراحمدی:

