به سال ۱۲۹۷ در شهر بروجرد به دنیا آمد. الحق و الانصاف استاد شهیدی از مفاخر و بزرگان ادب لرستان و ایران به شمار می رود. ایشان تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در بروجرد به پایان رسانید؛ سپس اندک مدتی را در حوزه علمیه قم در خدمت آیت الله آقاحسین بروجردی و سایر علما و مراجع به تحصیل فقه و اصول پرداخت.
سپس برخورد و آشنایی استاد شهیدی با دکتر محمد معین باب آشنایی و حضور استاد شهیدی را در خدمت علامه دهخدا گشود و ایشان بعد از تشکیل سازمان لغت نامه دهخدا معاونت سازمان را بر عهده گرفت که با مرگ استاد معین ایشان مسئول این سازمان شد.
او در زمینه های ادب فارسی و همچنین ادبیات عرب استادی کامل و به نام است. دکتر شهیدی همکاری و مؤانست با اساتیدی چون بدیع الزمان فروزانفر، جلال همائی، دهخدا، محمد معین و .... را در پرونده دارد.
استاد جعفر شهیدی با درجه دکتری ادبیات فارسی صاحب آثار و تألیفات فراوانی است که از آن جمله می توان اشاره کرد به: «انقلاب بزرگ، زندگی حضرت سجاد، زینب (س) شیرزن کربلا، محدودیت در اسلام، زندگانی حضرت زهرا(س) و ....»
اما بارزترین و شاید ماندگارترین کار استاد شهیدی ترجمه ی شیوا، مسجع و روان ایشان از نهج البلاغه باشد که این ترجمه در سال 1369 به عنوان کتاب سال برگزیده شد.
شایان ذکر است که دکتر شهیدی در گذشته به نام «سجادی» نیز معروف بوده اند. از دیگر آثار استاد شهیدی می توان اشاره کرده به :
شرح مثنوي، عرشيان، قيام حسين (ع)، زندگاني فاطمه زهرا (س)، زندگي علي بن الحسين (ع)، شيرزن كربلا، ابوذر غفاري، از ديروز تا امروز (مجموعهي مقالهها و سفرنامهها)، و ترجمههايي همچون بداهين العجم، علي بلسان علي (ع)، شوره الحسين (ع)، حيات فاطمه (س) و حياة الامام الصادق جعفر بن محمد (ع) و ....
فال هفته : (چل سرو لکی) :
اگر دوستی از انگلستان و یا امریکا از وبلاگ تاریخ وادبیات لرستان دیدن کرد لطفا در قسمت نظرات یا با ایمیل به بنده اطلاع بده، شاید بتونیم یه کارفرهنگی مفید برای استانمون انجام بدیم. اگر دوستان در این کشورها آشنا هم دارند به من اطلاع بدن.
هفته ی بزرگداشت مقام معلم را به تمامی پرچمداران فرهنگ و تربیت، شادباش و تهنیت عرض می کنم. (تأخیر چند روزه ام را ببخشید).
از پدر گر قالب تن یافتم از معلم جان روشن یافتم
به امید تعالی و ترقی همه جانبه ی جامعه ی بزرگ آموزش و پرورش ایران و لرستان عزیز.
یاد شعرواره ای از کوان تسو Kwan tzu فیلسوف چینی قرن سوم قبل از میلاد افتادم.
«اگر برای یک سال نقشه می کشید،
به کشت گندم بپردازید.
اگر برای یک دهه برنامه می ریزید،
به دنبال کشت درخت باشید.
اگر برای یک عمر می اندیشید،
در پی تعلیم و تربیت مردمان برآیید».
نجفعلی میرزایی به سال 1304 شمسی در روستای مرادآباد نورعلی (نیرالی) دلفان دیده به دنیا گشود. در خردسالی از نعمت پدر محروم گشت. عشق به ائمه بویژه مولی الموحدین علی (ع) وی را به جمع «یارسان» مذهب اهل حق نورآباد دلفان کشانید.
و در این راه ساز عرفانی تنبور همدم و مونس دلسرودهای عرفانی وی گشت. وی بنا به عادت مألوف پنجشنبه شبها با حضور در محافل «یارسان» تنبور می نواخت. وی با توجه به اینکه سواد خواندن و نوشتن را آموخته بود اکثر مقامهای عرفانی ایران را به خوبی می نواخت.
در سالهای اول انقلاب، با امامقلی امامی دیگر تنبور نواز شهیر لرستانی همنوا گشت و در چندین جشنواره ی کشوری به هنر نمایی پرداخت.
وی در سالهای پایانی عمر در برنامه های صدا و سیما حضور یافت و چندین مقام اصیل را با نوای عارفانه ی تنبورش جاودانه ساخت. از مقامهای نواخته شده در سالهای پایانی عمر استاد می توان اشاره کرد به : 12 کلام یاری، ضامن آهو، هانای ممدبگ، یاوران مزگانی، سرای خاموشان، شهر بی صدایی و.....
پیشه ی اصلی استاد مغازه ی محقری در شهر نورآباد لرستان بود وی موسیقی را بنا به باورها و اعتقادات درونی اش دنبال می نمود. و تنبور را تنها در مراسمات مذهبی و آیینی می نواخت؛ و همیشه تأکید می کرد که هنگام نواختن تنبور تن پاک، لباس پاک و دل و دیده پاک باید تا در حضور «جم» با کمر بسته، پلک افتاده، دو زانو نشسته تا مقام حقیقی اجرا گردد و مقبول حق تعالی قرار گیرد.
استاد هنگام نجف علی میرزایی هنگام تنبور نوازی چنان از خود بیخود می شد که گویی در عالمی دیگر به سر می برد. و سرانجام روح پاکش در سن 67 سالگی به عالم ملکوتی پیوست.

بشنو از نی چون حکایت می کند وز جدایی ها شکایت می کند
کز نیستان تا مرا ببریده اند در نفیرم مرد و زن نالیده اند
فال هفته :
امشؤ چَن شؤَه دیر ژَه یارانِم چوین زمین شور تشنه وارانِم
