تبليغاتX
تاریخ و ادبیات لرستان

ظهور پرورش اسب که خود تحولی شگرف در تاریخ تمدن بشر محسوب می گردد ماحصل تلاش کاسیان هنرپرور (کهن ترین اقوام ساکن لرستان) بوده است. این تحول نقشی عظیم در جابه جایی ها، جنگها، و صنایع شکار و دامپروری داشت.

گرچه به موازات تاریخ اقوام بسیاری نیز از اسب بهره ها برده اند اما رام کردن و اهلی کردن این حیوان نجیب با نام کاسیان پیوند خورده است. بنا به نظر برخی مورخان عرابه ی اسبی را نخستین بار اقوام آریایی هند و ایرانی با خود به آسیا آورده اند.

 در اسناد تاریخی که از آغاز استیلاء و چیرگی کاسیان بر بابلی ها حکایت میکند از اسب نام برده شده است؛  همچنین نقوشی بدست آمده است که نقش حیوانی اساطیری شبیه به اسب بر آن دیده میشود.

اسب در آیینهای کاسیان موجودی مقدس و الهی بوده است و بعدها واژه اسب نیز به نامهای ایرانی افزوده شده است نامهای همچون: آذرگسب، گشتاسب، جاماسب، گرشاسب، ویشتاسب و ....

محلی در جنوب شهر خرم آباد واقع گردیده است که به «اسپستان» نامور است به نظر میرسد شاید روزگارانی از این محل با توجه به شرایط مستعد اقلیمی آن برای پرورش اسب بهره برده اند.

در دوران معاصر نیز اسب در خانواده های عشایری لرستان نقش مهمی را ایفا میکرده است تا جایی که اسب و تفنگ جزئی جدایی ناپذیر از خانواده های لران گشته بود. بازتاب این باورها در ادبیات شفاهی این سرزمین بسیار زیباست:

 

*  ظکی: خدات وه بئن دئ دؤ گل ژه وهار / اول اسب و زين دوم ژن و مال

 

* ظری: زين و برگم بونئت واو مادئونم  /  خور مض بؤرئتو سی حالوونم

 

در گذشته های نه چندان دور سوارکارن لرستانی در مسابقات اسبدوانی کشور همیشه حائز رتبه های ممتاز بوده اند، متاسفانه به دلیل عدم وجود توجه مسئولین امر، سرمایه و امکانات کافی و وافی این ورزش استان نیز میرود تا به سرنوشت تلخ دیگر ورزشهای لرستان دچار گردد.

 

 برای درست خواندن فونتهای لری باید این فونتها را از اینجا دانلود کرده و نصب نمایید

 

 

فال هفتض: چل سرو لکی

 

می می مئری جو مال و سر دئری 

کورپض باغض کت ها وه گل گيری

 

نوشته شده توسط مهدی ویس کرمی در چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386 ساعت 22:11 | لینک ثابت |

دوستان احتمالا مطلع هستند که استاد رضا سقایی چندی است که در بیمارستان بستری است. و قطع یقین دلهای هنر دوست لرستانی نیز به خاطر کسالت استاد در تب و تاب است. متولیان هنر  و هنردوستان رضا سقایی را دریابید. باشد که دعای و صفای باطن لرستانی ها و خرم آبادی ها در شفای این مروارید ثمین اقیانوس هنر لرستان  کارگر افتد. به امید شفای سلطان آواز  لرستان.

 

 

«تا اسم رضا می آید، رضا سقایی خواننده شهیر لر را می گویم که الان 30 روز است در بستر بیماری است، یاد بیشه ای گسترده می افتم که در آن اولین بار به شکلی غیر قابل باور صدای بی مهار رضا را که می رفت سر به آسمان بساید، شنیدم. حس می کردم همه ی درختها با او دم گرفته اند و گرنه حنجره آدمیزاد با حریم آسمان کاری ندارد، در مقام علیدوستی می خواند :

«چه خوَه سایه کَمَر ناله کَموتر

چه خوَه بازی بَکی وا زلفِ دختر»

رضا سقایی در سال 1318 در محله ی قدیمی پشت بازار شهرستان خرم آباد متولد شد. به علت شرایط ویژه  در همان دوره ی ابتدایی درس و مشق را رها کرد و نهایتاً شد خیاط. در دهه ی 40 با آن صدایی که گفتم ترانه های «گنم خر» (خریدار گندم) و «کؤش طلا» (کفش طلا) را خواند و موسیقی لری را با شکوهی بی نظیر به عرصه ی ملی کشاند.

و اغراق نیست اگر بعضی ها می گویند که پیش از انقلاب، خرم آباد همواره برای غیر بومی ها با نام قلعه ی فلک الافلاک و صدای رضا سقایی تداعی می شده است.

اما اتفاق عظیم تر، برای شناسایی این موسیقی و توانایی حنجره استاد رضا سقایی زمانی به اوج رسید که در سال 56 موسیقیدان توانمند شادروان مجتبی میرزاده برای بازسازی هنرمندانه ی ترانه های«دالکه»، «تفنگ»، «زندگی»، «قدم خیر»، «دایه دایه»، «موتورچی» و ... به کمک سقایی آمد و کاری کارستان در موسیقی ایران اتفاق افتاد.

سقایی متأسفانه در سال 57 به علت عمل لوزه و محاسبات غلط پزشک جراح، آن حنجره و صوت اساطیری را به خاطره ها سپرد ولی گهگاه بی تابی او را وا می داشت در محافل دوستانه چیزی زمزمه کند که همین زمزمه های دلتنگی هم بر اثر بمباران شهر ازنا توسط هواپیمیای عراقی به ایلغار رفت.

نهایت اینکه سقایی در شب 19 اسفند سال گذشته در کرج دچار سکته ی مغزی می شود. 10 روز در بیمارستان شهید رجایی کرج تحت مراقبت است و بعد از آن به علت شرایط خاص خانوادگی توسط خواننده ی محبوب و معروف لرستانی «داریوش نظری» که در ضمن خواهرزاده استاد سقایی است با کمک دوستان عزیز شهرام کیمیایی و عزیز کلهر او را به بیمارستان عشایر خرم آباد انتقال می دهند و فعلا در این بیمارستان بستری است.

خلاصه اینکه صاحب آن ترانه های اعجاب انگیز، روح نواز و عاشقانه های لری اینک به سقف بیمارستان نگاه می کند و گویی نگاهش هم مثل صدای زیبایش می خواهد سقف بیمارستان را به آسمان بدوزد.

بیاییم به خاطر زمزمه های عاشقانه ای که او در جان ما انداخت برایش کاری بکنیم... ای که دستت می رسد کاری بکن.»

 

نصرت ا... مسعودی

روزنامه ی اعتماد ملی

دوشنبه 20 فروردین 1386 * شماره 332

 

یادداشتی در همین ارتباط در نشریه لور

 

*******************************************

 

فال هفته:(از کارهای زیبای استاد رضا سقایی)

 

شؤ اوما اَفتآو نشس تؤ بی دؤچارم

تا دم صؤ آه و ناله بی وه کارم

 

 

نوشته شده توسط مهدی ویس کرمی در چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386 ساعت 1:34 | لینک ثابت |
 

نشریه قومی « ولات » منتشر شد - نشریه ی لور

*****************************************

آرمگاه خیام / شهریور 85

 

 

اي چرخ فلک خرابي از کينه تست               بيدادگري شيوه ديرينه تست

     اي خاک اگر سينه تو بشکافند                 بس گوهر قيمتي که در سينه تست

 

 

********************* 

فال هفته:

 

ائ دلئ کُت کُت بویی وا ایی لالک و حاست

 ترکِ دوسی واش بکو هر کَه نحاستت

 

 

نوشته شده توسط مهدی ویس کرمی در پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386 ساعت 12:38 | لینک ثابت |

 

 

 

 

 

ترانه های محلی اولین پایه تجربه موسیقی هر کشور به شمار می روند. غم و شادی، سور و سوگ، کار و فراغت و .... در بازتاب این آینه از ارزش خاصی برخوردارند. به دیگر سخن سرمایه اصلی موسیقی یک کشور نغمه های بومی و فولکلور آن کشور است.
شاید پیشینه ی هنرهایی چون رقص و موسیقی به تمدنهای نخستین بشری بازگردد، آن هنگام که مردان و زنان نخستین به شکرانه ی شکار به پایکوبی و رقص می پرداختند.

پیشینه ی موسیقی نیز در سرزمین کهن لرستان به هزارن سال قبل و به تمدنهای کهن چون کاسیان بازمی گردد؛ سفالینه هایی از هزاره ی چهارم قبل از میلاد، ابزار و ادوات مفرغین و ... انسانهایی را در حال رقص و پای کوبی نشان داده اند.

شایان ذکر است که پیشینه ی موسیقی دیار کهن لرستان جای دارد که با تحقیقات و پژوهشهایی بسیار معرفی گردد همچنان که کارهایی ارزشمند نیز صورت گرفته است، غرض حقیر بیشتر فتح بابی برای دوستان هنر دوست است.

اگر بخواهیم از کوشندگان موسیقی دیار لرستان یادی بنمائیم باید از هنرمندان گمنامی چون میرنوروز، علیدوست، عزیزبگ و .... صدها عزیز گمنام دیگری که با تمام وجود در این راه گام برداشته اندبیاغازیم، لیک نام تنی چند از عزیزانی را که برای این اعتلای این هنر کوشیده اند، در این مقال می آوریم:(به ترتیب حروف الفبا):

سیف الدین آشتیانی، مجید احمدی، بهمن اسکینی، شکراله الماسی، زنده یاد امامقلی امامی، حمید ایزدپناه، زنده یاد نورمحمد پاپی، رمضان پرورده، زنده یاد غلام جمشیدی، زنده یاد علیرضا حسین خانی، حشمت اله خالقی هرسینی، زنده یاد سبزعلی درویشیان، زنده یاد حشمت اله رشیدی، حشمت اله رجب زاده، ایرج رحمانپور، حسین سالم، زنده یاد همتعلی سالم، غلامرضا سبزعلی،رضا سقایی، فرشاد سیفی، علی اکبر شکارچی،حشمت اله شفیعیان، فضل الله صفاری،فرج علیپور، زنده یاد پیرولی کریمی، زنده یاد شاهمیرزا مرادی، محمد میرزاوندی، زنده یاد نجفعلی میرزایی، داریوش نظری، رحم خدا نوری شاد و ....  

ادامه را در نشریه لور بخوانید

نوشته شده توسط مهدی ویس کرمی در چهارشنبه هشتم فروردین 1386 ساعت 2:2 | لینک ثابت |
 منبع : نشریه لور

از دیرباز در لرستان برگزاری چندین مراسم برای گرامیداشت اموات و درگذشتگان در آستانه ی سال نو مرسوم بوده است.

یکی از این شبها که کمابیش در سایر نقاط کشور نیز مرسوم است شب پنجشنبه ی آخر سال و دیگری شبی است موسوم به «اِلَفَه elafa».

شب الفه که دقیقاً یک شب قبل از شب عید برگزار می گردد، نشان از قدرشناسی مردمان این سامان از اموات و گذشتگان خود است.

اما برگزاری این آیین بدین شرح است که یک شب قبل از شب عید اهل فامیل بر سر مزار عزیزان خود رفته و با قرائت فاتحه و گذاشتن سبزه ی عید بر مزار اموات یاد آنان را گرامی می دارند و برای آمرزش اموات خود به دعا و نیایش می پردازند.

پس از بازگشت از گورستان هر خانواده به یاد مردگان حلوا می پزد و آن را بین همسایگان خیرات می کند. مرسوم است که هنگام طبخ حلوا به یاد هر یک از درگذشتگان مشتی آرد در روغن داغ ریخته و با ذکر نام او و قرائت صلوات و فاتحه برای آمرزش او دعا می کنند.  

اما مراسمی دیگر که باز هم به یاد اموات و در گذشتگان در روز عید نوروز برگزار می گردد مراسمی است به نام «نو عِه Nu ee» یا نو عید.

 این مراسم بدین گونه است که کسانی که در طول سال عزیزی را از دست می دهند در صورتی که اولین نوروز پس از فوت وی باشد دوستان و آشنایان به منزل ایشان می روند و با قرائت فاتحه هم یاد متوفی را گرامی داشته می شود و هم از بازماندگان دلجویی و تفقد می کنند.

 

مهدی ویس کرمی

شورای نویسندگان لور

 

             **********************************

 

فال هفته( چل سرو)

 

یا علی حنای ، یَه دریای نیله      مسلمو دِه دَس کافر ذلیله

 

نوشته شده توسط مهدی ویس کرمی در پنجشنبه دوم فروردین 1386 ساعت 14:7 | لینک ثابت |
 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar