تبليغاتX
تاریخ و ادبیات لرستان
صحبت ا... خان معینی چاغروند (فررزند مرحوم میرزا رحیم خان معین السلطنه) پس از عمری خدمت گذاری خالصانه - بوِیژه به لرستان و لرستانیها - در سن 91 سالگی ، در گذشت .

ای لرستان جای شیران بودی اندر روزگاران

راد مردان تو بودند از تهمتن یادگار

 ساکنین مرز و بومت از صغار و از کبار

با هنر بودند و بی آلایش و نیکو شعار

  شیر مردانت چو شیر شرزه روز کارزار

هر یکی بودند همچون رستم و اسفندیار

 لر به پاکی و صداقت در جهان مشهور بود

در مصافش هر یل زور آوری مقهور بود

 مظهر صدق و شرافت بود و از  بد دور بود

لر سراپا روح بود لر سراپا نور بود

 

(شعر از مرحوم صحبت اله معینی)

 

 

 

ادامه خبر را در نشریه لور بخوانید

 

 

نوشته شده توسط مهدی ویس کرمی در دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385 ساعت 13:24 | لینک ثابت |

بی شک نام سپهبد حاجیعلی رزم آرا برای تمام معمرین و میانسالان لرستان آشنا (و شاید هم خوفناک) است. به هر حال معرفی این مرد خبر ساز در تاریخ لرستان،غرب کشور و ایران خالی از لطف نیست.

«حاجیعلی رزم آرا فرزند سرهنگ محمدخان رزم آرا به سال 1280 در تهران به دنیا آمد. پس از پایان تحصیلات ابتدایی و متوسطه، دوره ی افسری را در دانشگاه سن سیر فرانسه گذراند؛ ما حصل این دوران فراگیری زبانهای انگلیسی و فرانسه نیز بود ضمناً وی جزء اولین تحصیل کرده های ارتش ایران نیز به شمار می رود.

پس از پایان تحصیلات با درجه ی ستوان دومی در ارتش مشغول به کار شد و طولی نکشید که پله های ترقی را یکی یکی (شاید چندتا چندتا) پیمود یکی از این پله ها لرستان بود، لرستانی که در آن سالها (مقارن با حکومت پهلوی اول) به پادگانی نظامی مبدل شده بود: جنگ، توپ، حتی هواپیما ..... امیراحمدی، خزاعی و ... با کشتار و اعدام عشایر تا حدودی خیال رضا خان پهلوی را از این بابت آسوده کرده بودند، اما باز هم لرستان ناآرام بود و زمزمه های از طغیان عشایر به گوش می رسید، لذا چاره کار در خلع سلاح کامل عشایر لرستان دیده می شود. و بهترین گزینه برای این مأموریت خطیر کسی نبود جز سرهنگ رزم آرا. بدین ترتیب سال 1312 رزم آرا که در آن زمان فرمانده تیپ کردستان بود، دیگر بار به لرستان لشگر می کشد.

آن سالها را بیشتر معمرین امروز لرستان به خاطر دارند برخی حتی رزم آرا را از نزدیک دیده اند، پیرمردی خاطراتی از رزم آرا را برای نگارنده نقل می کرد و مشخصات ظاهری وی را اینگونه توصیف می کرد:«مردی بلند قد لاغر اندام و با صورتی آبله ای » بعدها وقتی عکسهای رزم آرا را در کتب تاریخی دیدیدم دانستم توصیفات این پیرمرد سفید موی تا چه اندازه در  غبار این سالیان دراز دقیق مانده است.

رزم آرا با تمام مشکلات موفق با خلع سلاح لرستان می گردد، و این امر به منزله ی تیر خلاصی بر باقیمانده ی مقاومت عشایر در برابر ستم رضاخانی بود.

در کنار وظایف نظامی رزم آرا به تحقیق و تألیف نیز علاقه نشان می دهد، کتابش در زمینه ی جغرافیای نظامی لرستان هنوز هم از منابع با ارزش در این زمینه است. در سال 1318 رزم آرا رئیس دایره جغرافیای ارتش می گردد.

رزم آرا پس از حوادث شهریور 1320 به درجه سرلشگری می رسد، و مقدمات نخست وزیری خود را آماده می نماید و بالاخره بدین مهم دست می یابد، ولی به دلیل ایستادگی در برابر خواست عمومی مردم در زمینه ی ملی شدن صنعت نفت مورد هجوم جبهه های ملی و مذهبی به رهبری مرحوم مصدق و آیت اله کاشانی قرار می گیرد تا جایی که وی از طرف آیت اله کاشانی مهدور الدّم اعلام می گردد.

و عاقبت در همان سال توسط مرحوم خلیل طهماسبی از اعضای مجاهدین اسلام به قتل می رسد. و مصداق قول معروف

«الدّنیا دار المکافات»

 

 

نوشته شده توسط مهدی ویس کرمی در دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385 ساعت 23:12 | لینک ثابت |

میرشاهوردیخان آخرین شاه سلسله اتابکان لر کوچک است، با به قدرت رسیدن شاه عباس صفوی، میرشاهوردیخان نیز تابعیت حکومت مرکزی ایران را پذیرفت؛ و حسین خان سلیورزی پسر خود را به دربار شاه عباس صفوی فرستاد و شاه عباس نیز خواهر میرشاهوردیخان را به همسری گزید.

نکته ی دیگر که میرشاهوردیخان را به شاه عباس صفوی نزدیک می کرد شیعه مذهب بودن اتابک لر بود، و دیگر اینکه میر خود را از نسل عباس بن علی (ع) می دانست.

و بدین ترتیب روز به روز بر قدرت  میرشاهوردیخان لر افزوده می شد و این موضوعی بود که شاه صفوی را نگران می ساخت؛ با کشته شدن یکی از سردارن شاه عباس به دست اتابک لر، بهانه ی لشکر کشی به خرم آباد فراهم شد و خرم آباد به دست شاه عباس صفوی محاصره شد و میرشاهوردیخان که در خود تاب مقابله با شاه صفوی را نمی دید، به صیمره گریخت؛ و خرم آباد عرصه ی تاخت و تاز صفویان شد و ویرانی و خونریزی.

بعدها میرشاهوردیخان دستگیر شد و به اصفهان منتقل شد و با غرور و آزادگی خاصی با شاه عباس رفتار می کرد که همین موضوع خشم شاه صفوی را برمی انگیخت و به دنبال این امر شاه عباس پیش چشمان میرشاهوردیخان دو فرزند او را سر برید و سپس خود شاهوردی خان نیز به دست شاه عباس گردن زده شد و با مرگ وی حکومت 5 قرن حکومت اتابکان لر پایان یافت.

ضمناً اینکه طایفه ی بزرگ میر (از طوایف بالاگریوه ساکن مناطق کرگاهِ خرم آباد، پلدختر، دره شهر، اندیمشک و ...) از نسل میرشاهوردیخان هستند. و علی میردریکوندی (گونگادین)- لینک به نشریه ی لور- نویسنده ی گمنام و شهیر لر نیز متعلق به این طایفه است.

 

                        ****************

 

فال هفته:

 

چی درخت سر کؤ شؤ نمئ کم خاؤ       باد غم شَکم میه تا لیسگ افتاؤ

 

 

نوشته شده توسط مهدی ویس کرمی در دوشنبه چهاردهم اسفند 1385 ساعت 16:56 | لینک ثابت |

همان گونه که پیش از این نیز بیان داشته ایم غرض از این دست مقالات معرفی شاعران گذشته ی سرزمین لرستان است و منبع این مقالات اثر گران سنگ جاوید یاد «غضنفریی امرایی» «گلزار ادب لرستان» است. بر روح بزرگش درود می فرستیم.

 

تُرکه  آزادبخت (قسمت نخست)

تُرکه آزادبخت معروف به «تُرکه میر» از برجسته ترین شعرای لَـک زبان لرستان و نیز منطقه ی طرهان است، وی از شخصیت های برجسته ی علمی و مذهبی زمان خود بوده است. درباره ی ترکه میر گفته می شود وی داری نیروهای خاصی نیز بوده است من جمله نیروی طی الارض [الله اعلم بالصواب]؛ به هر حال این گونه سخنان شخصیت والای ادبی و عرفانی ترکه میر را تحت تأثیر قرار نمی دهند.

تقی موموند دلفانی شاگرد و مرید «ترکه میر» نکاتی را بیان داشته است که اذعان می کنند ترکه میر فردی عادی نبوده است، بلکه وی علاوه بر شخصیت ادبی، داری شخصیت والای عرفانی نیز بوده است. تاریخ درگذشت ترکه میر را تقی موموند اینگونه به نظم درآورده است:

 

ایســـــــــــا وای تاریخ الف گذشته                      سنه وه دویست سی و شش گشته

اسم عامش لحم لوئیل[1] برشته                     شـهرش وه ســــــوم صـــــفـر نوشـــته

پایه بی شرطیش ژه نو بـــــنا کرد                     ترکـــه مـــــــــیر ژای دهــر دنیه فــنا کرد

 

لذا می توان تاریخ وفات وی را سوم صفر 1236 هـ.ق دانست، در اشعار ترکه میر سروده های عرفانی، و مدح پیامبر اکرم و ائمه اطهار (ع) فراوان دیده می شود.

 

بلند بی عیب:

یا بینای بئ چَم[2]             بلـــــند بئ عیب

یا یاهــــــو یاران               پاک طینت طیب

یا لـــطف لطیف               لـــولاک لاریــــب

 

****

پنج مفخر دین:

وَه آل عــــــــــــــبا             پنج مفخر دین

وه چــارده معصوم             میخ مهد زرین

وه چـــل ناوالِق [3]           جانه کوه گرین

 

****

یا حق وه شادی:

وه شادی عســگر            یا حق وه شادی

وقتئ جــــــــبرئیل            مــــــدی منادی

شادم من ژه شؤق          مـــــهدی هادی

 

اما یکی از رساترین سروده های ترکه میر منظومه ی طویل و زیبای «کله باد» در 74 بیت است. این سروده حاوی اسامی خاص گل ها و پرندگان در زبان محلی است. «کله باد» در باور مردم لرستان بادی است مقدس که اواخر بهمن و اوایل اسفند از سمت قبله وزیدن می گیرد و احیاگر اشجار و نباتات می گردد، چنان که در مقالات آتی خواهد آمد «کله باد» میدانی بوده است برای هنرنمایی شاعران مستعد و خوش ذوق سرزمین لرستان.

ترکه میر نخستین کسی است که اقدام به سرایش «کله باد» نموده است، در واقع می توان «کله باد» های شاعرانی چون ملامنوچهر کولیوند و ملاحقعلی سیاهپوش را مُلهم از «کله باد» ترکه میر دانست.

 

1- هـــــــــانای کــــــــله باد باد بهاران                   ولیعهد وشـــــــــت وکیل واران

2- شکوفه سرچل شـــــــــکرچه داران                   گلپاش و گـــــلریز گل بذرکاران

3- یخ پاچ و یخ بن بلاغ باخـــــــــــــان                    شنیار خرمـــــان گل بذرکاران...

4- قدیم قراول ایلچی «نو رئ» دشت                   برد العجوز کَـــــر وه ادریبهشت

5- قبله مشتاقان مایه برکــــــــــــــت                     ژه که قــــــــــبله باز کَر حرکت

6- له دشت و دامان کوان و گلگشت                    بدمن شمیم خاک نجف رشت...

7- وحش و طیر و جن، مل و مار و مور                  بالدار  و بئ بال زوردار و بئ زور

8- چم دار و بئ چم چمه رای راتن                      عالم منتظر نـــــــفخه ی نجاتن

9- کله باد هرچن تو حــــــــقی داری                    نزدیک او کـــــــــــعبه پروردگاری

10- دل ژه خاک پاک کعبه نـــــــمنی                    بلی امانــــــــت باو جاری هنی

11- چی باد شرطه کشتی کیش یم                    زورق نشـــــینان درآری ژه غم..

12- توز و تم یکسر ژه زمین پاک کَر                     بار غم ژه قلـــب غمداران تار کَر

13- بلبلان ژه شؤق گلان شــیدا کَر                    گُلان ژه دِلــــــه ی گِل هویدا کًَر

14- شمال تُرکه میر دخـــیلن وه تو                      رو مراجـــــعت باز بکین ژَه نو

 

ترجمه:

1- باد بهاران، هان ای کله باد، باد بهاران، جانشین باد شمال و وکیل باران

2- درختان را شکوفه می دهی و شکوفا می کنی و شربت شکرین به نباتات می چشانی

3- یخ ها را از هم می پاشی و از یخ زدن آبها جلوگیری می کنی، و با نسیمت برفها را در هوا می پراکنی

4- نگهبان قدیم «نو راه» هستی و سرمای یخبندان را به اردیبهشت مبدل می کنی

5- ای قبله ی مشتاقان و ای مایه ی برکت، بار دگر از کوه جانب وزیدن گیر

6- از دشت و دامنه کوهساران به گردش پرداز، شمیم خاک نجف را بر آنها به بدم

7- وحشی و پرنده و جن و مار و مور، بالدار و بی بال ضعیف و پرزور

8- بینا و نابینا چشم به راه تو هستند، عالم منتظر نفخه نجات تو ست

9- کله باد تو هم حق داری چون تو نزدیک به کعبه هستی

10- ازخاک پاک کعبه دل کندن دشوار است ولی باز هم به سوی ما وزیدن گیر

11- همچون باد شرطه که هدایتگر کشتی ها در دریاست، کشتی نشینان را از غم به درآر

12- گرد و خاک را از روی زمین پاک کن، و بار غم را از دل عشاق بردار

13- بلبلان را از شوق گلها شیدا کن و گلها را از زیر گل آشکار کن

14- ای باد شمال ترکه میر به تو پناه آورده است. مباد که روز ازو برگیری

 

 

پانوشت ها:

[1] لحم لوئیل: نام یکی از ماه ها در گاهشماری ترکی

[2] بئ چَم: بی چشم

[3] چل ناوالِق : چهل نابالغان، مرتفع ترین نقطه ی کوه گرین در منطقه ی سلسله ی لرستان، به اعتقاد استاد ایزدپناه این مکان قبر چهل کودک و نوجوان از خانواده ی ساسانی است که در جنگ نهاوند به این مکان گریخته اند و همگی در این مکان به دست اعراب قتل عام شده اند.

 

نوشته شده توسط مهدی ویس کرمی در شنبه پنجم اسفند 1385 ساعت 1:18 | لینک ثابت |

 

دو خبر و دو  لینک

1- نشریه ی لور یک کتابچه اینترنتی ویژه ی روز جهانی زبان مادری منتشر کرده است از عزیزان علاقه مند مخصوصا دوستان لر خواهشمندم که حتما ببینند و دانلود کنند. لینک این خبر

1- درباره ی برگزاری گردهمایی وبلاگ نویسان خرم آبادی که بنده هم افتخار حضور داشتم؛ به نوبه ی خودم از همه ی عزیزان حاضر در جلسه و برگزار کنندگان آن تشکر می کنم، اخبار آن هم به قلم خود رضا خرم آبادی خواندنی تر است.لینک این خبر

 ****************

 چندی پیش در کتابی متوجه یکی از اشعار جناب آقای اسحاق عیدی شدم که خیلی به دلم نشست؛ فکر کردم که سایر دوستان نیز این شعر را ببینند و بخوانند خالی از لطف نیست.

شاعران لرستان شاید به خوبی معرفی نشده اند و گرنه برخی از اشعار این عزیزان همسنگ کلام بزرگان شعر و ادب پارسی است.

 

حدیث زمزمه جویباران است                               شکوه قله ی شامخ کوهساران است

تبسم شقایق و چهچهه وحشی کبک                  خروش سرکش رود و کرنش بهاران است

لطافت شبنم و بوی گندم زار                              طلوع آب زمزم چشمه ساران است

کلام سبز دره و ناز رقص نسیم                           جلال خیمه ی ابر و خشم باران است

صدای پای نرم عروس حجله ی گل                      ترنم غنچه در بستر روزگاران است

ستبر سینه ی برف و صلابت جنگل                      نوای زنده ی بزم هوشیاران است

نه این لرستان است مسکن لرهاست                  نشستگاه گرم ستره داران است

فضای خوب سماجت در تسلسل تاریخ                 صلای نام گرم بلوط و مهر یاران است

 

فال هفته: یک تک بیت شیرین لری از میر لرستان میرنوروز

 

                           بهاره مردمو اُما وِه شایی      بهارِم هِه تؤنی ها کئ بیایی

 

و یک عکس از درّه ی خرم آباد از بلندای کوه پاگرّ در جنوب خرم آباد؛ اگر دقت کنید قلعه در وسط عکس دیده می شود.

 

 

 

 

نوشته شده توسط مهدی ویس کرمی در جمعه چهارم اسفند 1385 ساعت 21:33 | لینک ثابت |
 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar