در 20 کیلومتری جنوب شرق خرم آباد در دامنه های کوهی موسوم به kus دهکده ایی سرسبز و خوش آب و هوا به نام گوشه قرار گرفته است.در کمر کش این کوه و در بالا دست باغهای خرم انار بقعه ای قرار گرفته است که سالها است زیارتگاه مردم منطقه است این گنبد و روستا در گویش محلی«شئنشاه» (شهنشاه) گفته می شوند.
شجاع الدین خورشید نه معصوم است و نه امامزاده، اما مزارش زیارتگاه مردم اهل دل منطقه است. شجاع الدین ابوبکر محمد بن خورشید مؤسس سلسله ی اتابکان لُر کوچک در لرستان است، قلمرو حکومت اینان از اصفهان تا عراق می رسید، شجاع الدین خورشید از معدود فرمانروایانی است که نه تنها بعد از گذشت 700 سال نام نیکش از خاطر مردم پاک نشده است بلکه مزارش نیز به زیارتگاهی برای مردم مبدل گشته است.
«به احتمال زیاد و بنا بر آنچه عنوان شده و مشهور است این گنبد مربوط به اتابک شجاع الدین خورشید سرسلسله ی اتابکان لُر کوچک است. وی در مدت حکومت خود چنان خوش رفتاری و دادگستری کرد که به سبب عدالت او گورش از مزار متبرک لُران است.»(ایزدپناه،حمید،آثارباستانی و تاریخی لرستان،جلد سوم،ص 38 )
«شجاع الدین ابوبکر محمد بن خورشید سر سلسله ی اتابکان لُر کوچک در سال 580 ه. ق از طرف اهالی لُر کوچک به فرمانروایی رسید. مردی به غایت عادل و منصف و فاضل بود. مدت سی سال حکومت کرد و چون پیر شد حکومت را به پسر و برادرزاده ی خویش سپرد. وی پس از یکصد سال عمر در 621 ه.ق درگذشت.( تاریخ گزیده، ص 552 و 553 ؛تاریخ جهان آرا،ص 172 )
هَل جزاءَ الاحسان الی الاحسان
عکس قدیمی از کتاب ارزشمند آثارباستانی و تاریخی لرستان تالیف استاد حمید ایزدپناه است که احتمالاً حدود 30 یا 40 سال قبل گرفته شده است. و عکس جدید هم که کار خودمه.


فال هفته: (چِل سرو)،لَکی
هَر وَخَت مؤینِم بالاکِت ژَه دیر
خَم و پژاره اَم کُل مَچو ژَه ویر
ترجمه:
هنگامی که قامت تو را از دور نظاره می کنم
همه ی غم و پریشانی هایم از خاطر می روند
در زبان لری(در لکی پِرسpers ) به معنای سوگواری و عزاداری در ماتم از دست رفتن عزیزان است. از این آئین تحت عنوان چَمَر نیز یاد می شود، این آئین در بین طوایف و شهرهای لرستان با اندک اختلافاتی به یک شکل برگزار می گردد.
آئین پُرس همراه با آداب، رسوم و بینشهای کهنی که از روزگاران بسیار دور به جای مانده است برگزار می گردد. و شامل مراسماتی است که از هنگام مرگ افراد آغاز شده و تا مدتها (بسته به آداب و رسوم مناطق و طوایف) ادامه می یابد. آئین پُرس نیز با گذشت زمان بویژه در شهرها تغییراتی را متحمل شده است اما این آئین هنوز با شکل اصیل خود در روستاها و ایلات و عشایر برگزار می شود.
در آئین پُرس نیز چون دیگر آئین ها و مراسمات لرستان موسیقی حضوری پررنگ دارد. خبر مرگ فرد با سوز سرنا (مقام سحری) به دیگران اعلام می گردد. و برای اعلام به مناطق دوردست افرادی روانه می شوند و به اصطلاح دیگران را «دَنگdann»می کنند. آنگاه زنان مویه کنان اشعار و ابیات کهنی را که حاوی بار موسیقیائی و احساسی شگرفی است را زمزمه می کنند. از این ابیات عموماً تحت عنوان(موهَ mua) تعبیر می گردد. بار دیگر در تشیع میت نوای سوزناک سرنا، (چَمَریونَه) می نوازد.
در بین عشایر سلاح و لباس فرد بر روی اسب وی گذاشته می شود و اسب متوفی به اصطلاح «کُتَل» می شود و پیشاپیش جمعیت به حرکت در می آید و اسب تا مدتها سیاه پوش می ماند.
و یکی دیگر از رسوم کهن در آئین پُرس رسمی است که نزدیکان متوفی به سر و شانه ی خود «خَرّه=گِل» می مالند این آئین در روز عاشورا به باشکوه ترین نحو خود در خرم آباد و بخشهای اطراف دیده می شود.
پس از تدوین بنا به رسوم شهرها و طوایف مختلف مراسم تا مدتی در منزل متوفی ادامه می یابد. در بعضی نقاط مراسم تا شب هفتم و چهلم ادامه می یابد؛ که گاه باعث تحمیل هزینه هائی به افراد صاحب عزا می شود، البته در برخی از طوایف،مانند طایفه ی چگنی پس از انجام مراسم تدفین افراد برای صرف ناهار به منزل خود می روند و کسی برای ناهار در منزل متوفی نمی ماند.
اما یکی دیگر از رسمهای پسندیده در پُرس،آئین «پُرسونَه» است طی این آئین شرکت کنندگان در مصیبت در حد شأن و وُسعشان کمکی نقدی و یا غیرنقدی برای برگزاری مراسم انجام می دهند.
********************
الوعده وفا، وعده کرده بودم که هر هفته نمونه ای از ابیات کهن لری و لکی بیاورم؛ برای مناسبت با موضوع این هفته نمونه ای از ابیاتی که در سرموَه Sarmua خوانده می شود را می آورم.
فال هفته:
شَل و شَکَت آزئ ئتی غَم دِه بارِم / ائ نسارئ سَر بَچَمو بَگوآرم
ائ خاکئ نه مَنه تآو نه مَنه طاقت / لَش کورپه ام دِم بَسو تو وِه امونت
لایَه لایَه رولَه لایَه / لالایی سیت مئ کِنم تا مآه دِرآیَه
ترجمه:
زخمی و خسته، سوگوار و عزادارم / ای کوه برف گرفته سرت را خم کن تا عبور کنم
ای خاک نه تاب دارم نه طاقت / پیکر جگر گوشه ام را تو از من به امانت بگیر
لای لای عزیزم لای / برایت لالای می خوانم تا ماه طلوع کند.
مقدمه(لزوم وجود رسم الخط لری)
نگاهی کوتاه به پیشینه و آثار بی بدیل تاریخی و فرهنگی این سرزمین نشان می دهد که مردم این سرزمین در ادوار گذشته کمتر به داشتن رسم الخطی مشترک علاقه نشان داده اند، وگرنه تا کنون مردمان فرزانه ی لر به شیوه نامه ایی قوی و محکم برای نگارش گویش لری دست یافته بودند.
برتری عددی آثار منقوش نسبت به آثار مکتوب شاید اثباتی بر این مدعا باشد. نقاشیهای غارهای قاژه و دؤشَه در بخش چگنی،میرملاس و هومیان، در کوهدشت و ... و همچنین دیگر آثار منقش مانند ظروف سفالین و مفرغی اثباتی بر این مدعا است.
ادامه مطلب را در نشریه ی لور بخوانید
راستش نمی دانم راجع به این بازی که دوستان شروع کرده اند چه بگویم؛ بنده از طرف آقا رضای خرم آبادی به این گود دعوت شدم ولی خوب محض مزاح و تنوع و صد البته آشنایی هر چه بیشتر، بهانه ی خوبیست. چیزی که من از وبلاگهای آقایان خدائی و آقا رضا خرم آبادی دستگیرم شد این است که باید پنج نکته جدید راجع به خود بیان کنم.من نیز روال دوستان را در پیش می گیرم و از مزاج غذایی شروع می کنم.
ادامه مطلب
چند نکته در مورد ادامه فعالیت وبلاگ تاریخ و ادبیات لرستان
1-از این به بعد به منظور بالا بردن کیفیت کار، این وبلاگ عموماْ به صورت هفتگی به روز می شود مگر در مواقع ویژه و خاص.
2-رسالت اصلی این وبلاگ حفظ و اشاعه ی هر چه بیشتر فرهنگ، زبان و آداب و رسوم سرزمین کهن لرستان (در حد وسع حقیر)بوده و هست و در این راه صمیمانه دست همه ی عزیزان را خواهم فشرد.
3-یکی از مهمترین اجزای فرهنگ لرستان اشعار زیبای لری (تک بیتی های میر نورروز و دیگر شاعران لرستانی) و همچنین ابیات بی نظیر چل سرو به زبان لَکی است. لذا هر بار که این وبلاگ به روز شود نمونه ای از این ابیات همراه با ترجمه ی آنها به صورت فال هفته خواهد آمد.
4-از همه ی هم تباران و علاقه مندان عزیز تقاضا دارم در صورتی که بیتی به ذهنشان رسید، آن را در قسمت نظرات با حقیر در میان بگذارند تا در هفته های بعدی به نام خودشان در وبلاگ تاریخ و ادبیات لرستان آورده شود.
5-در ادامه نیز همچون گذشته، گاه گاهی به معرفی و معاریف، مشاهیر، فرهنگیان، شاعران و هنرمندان لر خواهم پرداخت.
6- بار دیگر همه عزیزان و علاقه مندان را دعوت می کنم که برای آشنایی هر چه بیشتر با فرهنگ قوم کهن لر و همچنین دسترسی به ده ها مقاله ی پژوهشی، خبر، گزارش و ..... از نشریه ی فرهنگی اجتماعی لور دیدن فرمایند.شایان ذکر است که حقیر نیز به عنوان عضوی کوچک افتخار فعالیت در این نشریه را دارم.
