یا رب هَنی إه طؤر مِه وَه خَـــم گرفتارَه کسئ
یا إه دیار زنــه ایی، إه جــور مِه خـــوارَه کسئ
هَر مِه بئزار إه زنه ایی، بئچاره آم ؤ دِرمَنه
یا هَــنی هم إه جــــور مِـه إه طالَه بئزاره کسئ
باید بـسزی چوی چُمت، بو وه زخال ؤ دَنگ نَکی
اَگر خریو ؤ بئ کس ؤ قَوهجشِر و ژارَه کسئ ... [1]
خبر یافتیم متأسفانه در اثر ریزش برج 7 طبقه ای متعلق به از ما بهتران، 20 تن از هم استانیهای مان مظلومانه زیر خراوارها خاک جان باختند، این حادثه ی تلخ و جانکاه را به تمام مردم لرستان، به ویژه مردم شریف و نجیب کوهدشت تسلیت عرض می نمائیم، و امیدواریم مسببین این حادثه ی تلخ بدون اغماض، جوابگوی خانواده های داغ دیده و عزادار این عزیزان باشند.
از مسئولان استان (استاندار، نمایندگان، دادگستری، صداوسیما، نشریات و .... ) تقاضا داریم نسبت به این حادثه ی تلخ بی تفاوت نباشند و به خاطر خدا و حقی که از مردم این دیار بر گردنشان است ماجرا را پی گیری نمایند.
بئا بادِ پریشو خاطر ؤ دل تنگ، تو دل تنگ ؤ مِه هم دل تنگ
مِه انوبار ائواره ئا دلالسون شهر سنگ
تو شَکت گذر دو شهر که ژاری دِش مُحونه بئتِ بدآهنگ ....
هَنی هَم لُرسو دل تنگ، هَنی هَم دئلرو غَمبار
خَوَر بئ باد، نئایَه میرنؤروز .... دِیه نارَه طاقتِ دیدار [2]
[1]: شعر از استاد عزیز بیرانوند
[2]: شعر از استاد ایرج رحمان پور
مسئول انجمن ادبی الشتر در گفتگو با لور:
برگزاری همایش منطقه ای زبان و ادبیات لکی در لرستان
ادامه مطلب
به نقل از نشریه لور
تعریف و چگونگی شکل گیری اسطوره
«اسطوره» را معرب واژه ی «هیستوریا» historaبه معنای داستان، آگاهی و نیز جستجو، دانسته اند. همچنین در زبان های اروپایی می توان واژگان story و mytus را که هر دو به معنای داستان هستند از بقایای این مفهوم دانست.
در فهم عامه و برخی فرهنگ ها، اسطوره معنی «آنچه خیالی و غیر واقعی است و جنبه ی محض افسانه ای محض دارد» یافته است؛ اما اسطوره را باید داستان و سرگذشتی مینوی (آسمانی،روحانی و ماوراءطبیعی) دانست که معمولاً اصل آن معلوم نیست وشرح عمل، عقیده، نهاد یا پدیده ای طبیعی است که به صورت فراسویی دست کم بخشی از آن از سنت ها و روایت ها گرفته شده و با آیین ها و عقاید دینی پیوندی ناگسستنی دارد. (آموزگار،1381 )
هر اسطوره را چهار بخش است: باورها، آیین ها، مکان های مقدس و پیروان. اسطوره اصطلاحی است کلی و در برگیرنده ی باورهای مقدس انسان در مرحله ی خاصی از تطورات اجتماعی که در عصر جوامع به اصطلاح ابتدائی شکل می گیرد و باورداشت مقدس همگان می گردد. (بهار، 1381)
حوادثی که در اسطوره نقل می گردد همچون داستان واقعی تلقی می گردد زیرا به واقعیت ها برگشته داده می شود و همیشه منطقی را دنبال می کند. اسطوره گاهی به ظاهر حوادث تاریخی را دنبال می کند اما آنچه در این روایت ها مهم است صحت تاریخی آنها نیست بلکه مفهومی است که شرح این داستان ها برای معتقدان آنها دربر دارد. (همان، ص 4 )
حضور اسطوره در فرهنگ لرستان
بیان اسطوره
از دیرباز در لرستان مرسوم بوده است که بزرگان و به ویژه معمرین هنگام خداحافظی و وداع با عزیزانشان جمله دعایی « کِرّ داؤِد وِه دؤرت» را عنوان می کردند.
در لرستان جملات دیگری نیز از این دست وجود دارد؛ یکی دیگر از سوگندان رایج در بین قُدما (بویژه مناطق تحت نفوذ عقاید اهل حق) «یا دیر وَخت داؤِد» Ya děr vakht e dowed می باشد. و همچنین «یا دیون داؤد» Ya divon e dowe «یا صؤ صالؤ»Ya Sô Salô . همچنین مراسم عروسی نیز در لرستان «داؤَد Dowad » گفته می شود.
ادامه مطلب
در اين دوره از مسابقات ۲۵۰ورزشكار زن و مرد از ۱۵ استان كشور شركت داشتند. و در پایان نتایجی بدین شرح به دست آمد:
در مسابقه كشتي پهلواني محسن روزبهاني از همدان، محمد بازوند از لرستان و حيدر غلامي از كرمانشاه مقام اول تا سوم اين رقابت را كسب كردند.
همچنين در مسابقه قيقاچ نيز در بخش مردان شاهمرادي مرادي و يدالله ملكشاهي هر دو از لرستان و عباس محمدي از ايلام و در بخش بانوان شهلا پورنعيمي ازآذربايجان شرقي، مريم سرتيپنيا از لرستان و صفورا سليماني از چهارمحال و بختياري اول تا سوم شدند.

در رشته دالپلان نيز تيمهاي استانهاي فارس، ايلام وكرمانشاه در بخش مردان و تيمهاي استانهاي قم، ايلام و لرستان در بخش بانوان رتبههاي اول تا سوم را بدست آوردند.
ضرباهنگ سم اسبان، پژواك حماسي، شكوه و صلابت مردمان ديار دلفان است و اين حماسه باشكوه، با طنين طبل و نواي سرنا، "قيقاچ" را به تجلي مينشيند.
در هنگامه قيقاچ آدمي تصور ميكند كه تمام گستره زمينه لگدكوب تكسواران چابكي از مردان سترهپوش و زنان كلنجه بهتن است كه با تاختهاي خويش، انسان را به تاريخ و فرهنگ و خاطره نيكان درميآميزد.
قيقاچ سنتي است با پيشينه كهن كه ريشه در فرهنگ مردم ديار مفرغ و بلوط دارد، اين هنر از نياكاني به جاي مانده كه با آن زيستهاند و در سايه آن همواره از مرز و بوم خويش حراست كردهاند.
اين ورزش تركيبي ازسواركاري وتيراندازي است كه چابك سواران سوار بر اسب و تفنگ در دست هنگام تاخت بر آماجهاي موردنظر شليك ميكنند و مهارتهاي خود را در اين دو هنر رزمي به نمايش ميگذارند.

ايرانيان از زمان ورود به صحنه تاريخ، اسب را به عنوان ياري وفادار، هوشمند و چالاك، زيبا و سرافراز گرامي داشته و در هنر، ادب و عقايد خود جاودان ساخته و در مورد آن افسانهها آورده و چكامهها سرودهاند.
اسبهاي مدفون و ساز وبرگهاي مفرغي شان كه در تپه باباجان دلفان به دست آمده نشان از حضور تاريخي اسب در لرستان و به دست آمدن اشياي ناياب از جمله "دهنه، لگام و ساز و برگهاي سر و سينه اسب" است كه مبين قدمت ديرينه جنگ آوري و سواركاري در لرستان است.
به گفته يكي از پژوهشگران، قيقاچ هنري ملي و مذهبي است كه از پيشينه تاريخي و ماهيت ديني و آييني برخوردار است.
"همت نوري" ميگويد: اين سنت علاوه بر جايگاه تاريخي، مورد توجه اسلام قرار گرفته است.
وي اظهار داشت: اين آيين هرساله به خاطر حفظ آن چشم نواز كساني است كه با آيين اين مرز و بوم در آميخته است.
به مناسبت سوم خرداد، سالروز آزادسازي خرمشهر، سومين دوره مسابقات و جشنواره بومي و محلي قهرماني روستاييان و عشاير كشور، روز پنجشنبه در نورآباد لرستان برگزار ميشود.
اين مسابقات در سهرشته قيقاچ (تيراندازي روي اسب)، دال پلان (پرتاب سنگ) وكشتي محلي وبا حضور ۱۵استان كشور برگزار خواهد شد.
برگرفته از: http://www2.irna.ir/fa/news/view/menu-155/8703015590112132.htm
این همایش پس از دو سال انتظار علاقه مندان به ادبیات بومی لرستان در محل سینا استقلال خرم آباد در دو بخش شعر و مقاله نویسی برگزار شد، که در نهایت با معرفی برگزیدگان جلسه به کار خود خاتمه داد.
در این مراسم علاوه بر مسئولین حوزه ی هنری ارشاد لرستان [برگزار کننده ی همایش]، چهره هایی از فرهنگ و ادب لرستان نیز حضور داشتند افرادی چون: سیدحمید جهان بخت، علی مردان عسگری عالم، عزیز بیرانوند، حشمت اله خالقی هرسینی، دکتر مسعود سپه وندی، عابد میزاییان چگنی و ... نیز حضور داشتند.
از نکات مثبت این همایش حضور به نسبت چشمگیر جوانان مستعد بود که می تواند نویدبخش آینده ای روشن برای زبان و ادبیات بومی لرستان باشد.
طراحی دکور و بویژه بـنر همایش هیچ مناسبتی با ادبیات بومی لرستان نداشت[البته بجز ماشته ای که به عنوان رو میزی از آن استفاده شد]؛ ابیاتی بی ارتباط با موضوع از خواجه حافظ شیرازی روی بـنر خودنمایی می کرد، ابیاتی چون :
اگر آن ترک شرازی بدست آرد دل ما را به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارار را
حالا دخل «ترک شیرازی» و «خال هندو» و «سمرقند و بخارا» به ادبیات بومی لرستان را خودتان حدس بزنید

جا دارد برای برگزاری همایش های بعدی نیز این نکته نیزدر نظر گرفته شود. لااقل تندیس و نشان این گونه جشنواره ها نمادی از فرهنگ و تمدن لرستان باشد، و دیگر این که ای کاش در این جشنواره از استاد "عزیز بیرانوند" به عنوان پیش کسوت شعر بومی لرستان نیز جداگانه تقدیری به عمل می آمد.
از نکات قابل توجه در این همایش این بود که از میان برگزیدگان بخش مقاله از سه اثر برتر، دو اثر متعلق به اعضای هیأت تحریریه ی نشریه لور بود.
برگزیدگان همایش عبارت بودند از:
در بخش شعر : آقایان رضا حسنوند (شوریده لرستانی)، حشمت اله خالقی هرسینی و مرتضی ذاکر
در بخش مقاله نویسی: آقایان هرمز زندی با مقاله ی «ظرفیت های ساختار نحوی و دستوری زبان لری»، عیسی قائدرحمت و ابراهیم خدایی با مقاله ی «بازتعریف لُـر» و مهدی ویس کرمی با مقاله ی «اسطوره در فرهنگ لرستان»
همچنين در اين همايش از علی مردان عسگری عالم به عنوان نويسنده و پژوهشگر نمونه در ادبيات بومي تقدير شد.
از حواشی جالب این همایش هم می توان به دیدار صمیمانه ی وبلاگ نویسان لرستانی اشاره کرد:

متن مقالات برگزیده، فابل صوتی اشعار و سخنرانی ها . گزارش مفصل تصویری را در نشریه ی لور بخوانید:
http://loor.ir/article.aspx?id=1194
روز معلم را به مقام شامخ تمام معلیمن و زحمت کشان عرصه ی تعلیم و تربیت، خصوصاً به همکاران و دست اندرکاران آموزش و پرورش لرستان تبریک و تهنیت عرض می نمائیم.

شعر از آقای علی گودرزیان [برای خواندن ده ها شعر زیبا از این شاعر گرانقدر لرستانی کلیک کنید]
آرام و ایـستـاده و ســــــر پـر صـدا بلوط 
هــم قــــصه با قبیله ی خونگرم ما بلوط
تاریخی از حماسه و غوغایی از سکوت
ایــــــن پـیــر با طــراوت بـــی ادعا بلوط
تندیسی از نـــجابت مردان ستره پوش
اســــطوره ی ســــــخاوت آیینه ها بلوط
زخمی ترین سروده ی عـــصر غروب ایل
این ســــرگشاده نامه ی پر ماجرا بلوط
یاد آور غـــرور پــسنــدیـــده ی تـــفنگ
ایــــن جــاده ی تـــخیل بی انــتها بلوط
خاکسری زهــــیبت کوچ عشیــــره ها
وامــانــــده با مـصیبتـی از انـــزوا بلوط
از شور«دایه دایه»و «برنو» سخن بگو !
ای شـــــــاعر حماسی اجداد ما بلوط
از ایل، از ســـواره از قـــیقــاچ نـــهیمان
از آن هـــــــــمه غرور تواضع نما بلوط
از دستمال و توشه و از بوی نان سرد
از گـــــیوه های پاره ای درد آشنا بلوط
درمانده ی هـــمیشه ی این تازیانه من
وامانده با ســـــلاسل این دردها بلوط
شعر از : علی گودرزیان، اقتباس از وبلاگ چکامه های نامیرا
متن زیر آخرین بخش مقاله ای تحت عنوان دوره ی لرستان است تمدن مفرغ لرستان در دنیا شناخته شده است و نام لرستان نامی است آشنا برای مجموعه داران و کلکسیونرهای غربی. این مقاله به شرح و بررسی تکنیک های مورد استفاده از طرف فلزکاران هنرمند لرستان برای ساخت ادوات مفرغین پرداخته است.
[قسمتهای قبلی را بخوانید]
http://loor.ir/article.aspx?id=1041
دوره لرستان بخش سوم
روش ساخت سلاح های برنزی شامل دو روش ریخته گری و چکش خواری بوده است.
ریخته گری:
روشی بوده است که برای ساختن شمشیر، خنجر، دشنه و همچنین قبضه ی سلاح ها به کار می رفته است. برای ساخت شمشیرها فلزکاران ابتدا نیازمند قالبی به شکل مورد نظر بودند که فلز مذاب در آن ریخته شود. قالب ها عموماً از سنگ یا گِل رُس ساخته می شدند که فلز گداخته شده در آنها ریخته شده و بعد از سفت و خنک شدن قالب را می شکستند تا سلاح ریخته گری شده به دست آید؛ سپس برای صیقل دادن، سطح فلز سوهان کاری می شده است. هنرمندان لرستانی برای ریخته گری سه روش به کار می برده اند:
الف- روش قالب باز یا قالب یک کفه:
این روش ساده ترین و ابتدایی ترین روش ریخته گری بوده است که به آن روش قالب یک کفه ای هم می گویند، برای ساخت قالب های مورد استفاده در این روش گِل پخته شده و سنگ به کار می رفته است، از این روش برای ساخت خنجرها و شمشمیرهای قلمکاری شده استفاده می شده است.
ب- روش قالب بسته یا قالب دو کفه:
در این روش دو نیمه ی قالب به هم متصل می شده اند و یک قالب را می ساخته اند که یک یا چند کانال برای ریختن فلز مذاب وجود داشته است. این نوع قالب برای ساخت تبر، تیشه، سرنیزه و دیگر جنگ افزارهای حفره دار به کار می رفته است. برای ساختن حفره ای که محل قرار گرفتن دسته ی جنگ افزار بوده است یک قطعه ی جامد و گرد در قالب کار گذاشته می شده است؛ هنگامی که برنز مایع در قالب ریخته می شده در محل هسته ی جامد حفره ای به وجود می آمده که دسته ی ابزار در آن جا تعبیه می شده است. ابزارهایی چون تبر، تیشه، کلنگ و سرنیزه با این روش ساخته می شده اند چرا که عموماً این ابزارها نیاز به تزئین و قلمکاری نداشته اند. در انتهای کار قالب های دو کفه ی گِلی و سنگی برای به دست آمدن شکسته می شدند.
ادامه مطلب در نشریه لور
http://loor.ir/article.aspx?id=1135
تنگ تیر و کشکان رود - جاده ی خرم آباد -اندیمشک

به نقل از نشریه لور:
زمستان در حال کشیدن آخرین «هناسه» های خویش است، و شمیم بهار را می توان احساس نمود، گرچه آمدن بهاران همواره برای مردمان این دیار خوشایند بوده است لکن در نظام گاهشماری لرستان کمتر فصلی را می توان یافت که به اندازه ی زمستان از زیبایی های اسطوره ای بهره مند باشد. در نوشتار زیر سعی شده است پاره ای از این زیبایی ها برشمرده شود.
از دیرباز ساکنین لرستان به اقتضای اسلوب زندگی کشاورزی و عشایری از نظام گاهشماری ویژه ای بهره می برده اند که امور روزانه شان همچون کشاورزی و کوچ را بر مبنای آن تنظیم می کرده اند. که نمونه ی کامل آن در بین پیروان یارسان لرستان هنوز هم رواج دارد. اما همانگونه که گفته آمد فصل زمستان در این سیستم گاهشماری دارای ظرافت ها و زیبایی های ادبی و اسطوره ای بیشتری است که یک دلیل آن را می توان فراغت و آسایش خیال مردم از زراعت و دامپروری به دلیل سرما دانست. و دیگر آن که بخش عمده ایی از لرستان در منطقه ای سردسیر واقع گردیده است که شب های بلند و زمستانی اش همه ساله مردمان خوش ذوق لر را به ضیافت برف و یخبندان می برد.
در لرستان فصل «زمسو» به «چلَه گَپه = چله ی بزرگ» و «چلَه کُچکه = چله ی کوچک» تقسیم می شود. چله ی بزرگ از اوایل دی ماه شروع می شود و تا 10 بهمن ادامه دارد که قلمرو فرمانروایی «هَمیل= اَمیل،اَمی» پسر بزرگتر «دایا= ننه سرما» است. در این چهل روز شدت سرمای هوا بسیار زیاد است که با پایان یافتن «چِله گَپه» اندکی از برودت هوا کاسته می شود.
از چهارم تا پانزدهم بهمن دو تا شش روز به نام «شَشِله» محاسبه می گردد. البته برخی بر این عقیده اند که روز سی ام بهمن و پنج روز اول اسفند را در مجموع «شَشِله Shashela» می گویند.
«چارچار رَت ؤ شَشِله اُما / سَر بردیا بین وه گیا»
چهار روز انتهای چله ی بزرگ و چهار روز از ابتدای چله ی کوچک را «چارچار» می گویند مجموع می توان گفت از هفتم تا چهاردهم بهمن ماه را «چارچار» است.
متن کامل را در نشریه لور بخوانید

